دست من نیست اگه دستم

همش از تو می نویسه …

 

ترانه هایم را پیش کش به همه ی عزیزانی می کنم که در دور و نزدیک خاطرات ، بی دریغ یار و همراهم بوده اند و طی سال های سال به من درس عشق و معرفت دادند . به رسم مهربانی هایشان ، ترانه های من جان گرفتند و جاری شدند و همیشه ی عمر برایم عزیز و جاویدند و یادشان بی وقفه با من است که یادها همیشه زنده اند …

 

و قدردان و سپاسگزارم از همه ی هنرمندانی که جانانه در کنارم بودند ، از نخستین نجواگر ترانه هایم برادر بزرگوار و رفیق همیشه بی ادعایم امیر تاجیک که به من جسارت ترانه گی داد و متعصبانه یاریگرم بوده و هست و اندازه ی خاطراتمان را نهایتی نیست ، و امید تاجیک عزیز که اولین موسیقی را بر ترانه هایم گذاشت و تا هنوز و همیشه دست رفاقتش بر شانه هایم قداست دارد .

از حسین فاضل و صداقت معصومانه اش که به من جرأت خودباوری داد … از همراه همیشگی ام مدوید لطیفی که از بیان محبت هایش قاصرم و همیشه ممنون صبوری هایش هستم … از امید پژوهش و اعتماد برادرانه ی بی دریغش …

 

از شاهرخ شاهید ، عزیز به ناچار دور از من و خانه اما همیشه نزدیک نزدیک ، که گلوی ساز دلتنگی هایمان را فریادی خاموش نبود و نبض ماندگاری ترانه را به دست گرفت و به بار نشاند …

 

از تورج شعبانخانی مهربان ، که کانون گرم خانواده اش همیشه پناه دلتنگی های منِ دور از خانه است …

…..

 

علیرضا حسینی لرگانی

چهارشنبه 7 مرداد 92 ، تهران

English English فارسی فارسی